تبليغاتX
گرین مایل



ستاره اي در گوشه اي دور از آسمان چشمك مي زد و به زمين و زمينيان مي نگريست چراغهاي دنيا خيره كننده بود و زمين در هاله اي از نور مي در خشيد و ستاره محو تماشاي اينهمه زيبايي و نور شده بود آرزويي كردو اشكي ريخت:اي كاش زميني بودم و در اين تنهايي دور افتاده از همه ستارگان نبودم كاش ميان بندگان خدا در زمين بودم و در نور و شادي غرق مي شدم رعدي در آسمان درخشيد و آرزوي تمام افلاكيان مستجاب شد، ستاره از آسمان به زمين فرو افتاد اما در هر قدم كه از نردبان آسمان پايين مي آمد لرزه اي به جانش مي افتاد و پايش مي لغزيد شايد آسمان بهتر از زمين باشد.شايد شايد و هزاران شايد ...

اما اينك وقت امتحان است ستاره به زمين رسيد؛ باران مي باريد و زمين گردو خاكش را در زير قطره قطره باران پنهان مي كرد.ستاره در لابه لاي بهت اين مردم بي توجه قدم ميزد و كسي اورا نگاهي هم نمي كرد گويي ستاره از ابتدا زميني بوده ... مي رفت و هر لحظه با يكي از ميوه هاي پستي انسانيت برخورد مي كرد.پير مردي كه از شدت درد بر زمين افتاده بود و مردم توانايي كه بي توجه به او از كنارش مي گذشتند و گه گاه لباس او را پايمال مي كردند.آن طرف تر كودكي از درد بي غذايي مي گريست و چندگام تنها چندگام آن طرف تر مردي از شدت پر خوري مست شده بود.ستاره از زمين به آسمان نگريست آرزو مي كرد اي كاش غرق در اين نور و تلألو نبودم و در همان بالا در تاريكي دور از تمام ساكنان سماوي مي زيستم اما لحظه اي انسان نبودم اما ستاره ديگر زميني شده بود نه رعدي مي زد كه آرزويي مستجاب شود و نه كسي صداي ستاره را ميشنيد زمين و زمينيان آنقدر در لذتهاي دنيايي غرق شده بودند كه ديگر صدايشان به پله اول نردبان آسمان هم نمي رسيد ستاره گرفتار زمين شد و زمينيان مانع از آن شدن كه صداي او به افلاكيان برسد و فرياد داد خواهي و نجاتش شنيده شود در زمين مي چرخيد و باران هم معلوميت او را كم كم پنهان مي كرد و درخشندگي او كمتر و كمتر ميشد به تابلويي خيره شد كه نوشته بود :... تنگي قفس كه ميكشيم        كفران نعمتي است كه در باغ مي كشيم

 

با تشكر از دبير خوب ادبيات پريسا ظفري.....(اثر خانم پريسا ظفري)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 5:56  توسط مريم و مهدي  | 



 ندای آغاز

کفش هایم کو
چه کسی بود صدا زد : سهراب ؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ
مادرم در خواب است
 و منوچهر و پروانه و شاید همه مردم شهر
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
ونسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد
بوی هجرت می اید
 بالش من پر آواز پر چلچله ها ست
صبح خواهد شد
و به این کاسه آب
 آسمان هجرت خواهد کرد
 باید امشب بروم
 من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
 حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم میگیرد
 وقتی از پنجره می بینم حوری
دختر بالغ همسایه
 پای کمیابترین نارون روی زمین
فقه می خواند
چیزهایی هم هست لحظه هایی پر اوج
مثلا شاعره ای را دیدم
 آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش
آسمان تخم گذاشت
 و شبی از شب ها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور چند ساعت راه است ؟
باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
 که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم
و به سمتی بروم
 که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد : سهراب
کفش هایم کو؟

                  سهراب سپهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 11:30  توسط مريم و مهدي  | 



 

فریاد های خاموش

 

دريا، - صبور وسنگين - مي خواند و مي نوشت - "... من خواب نيستم ! خاموش اگر نشستم ، مرداب نيستم ! روزي كه برخروشم و زنجير بگسلم روشن شود كه آتشم و آب نيستم 

                                                                فریدون مشیری 


آرزوی نقش بر آب

 

 

 

در من غم بيهودگيها مي زند موج

در تو غرور از توان من فزونتر

در من نيازي مي كشد پيوسته فرياد

در تو گريزي مي گشايد هر زمان پر

***

اي كاش در خاطر گل مهرت نمي رست

اي كاش در من آرزويت جان نمي يافت

اي كاش دست روز و شب با تار و پودش

از هر فريبي رشته عمرم نمي بافت

***

انديشه روز و شبم پيوسته اين است

((‌من بر تو بستم دل ؟

دريغ از دل كه بستم

افسوس بر من، گوهر خود را فشاندم

در پاي بتهائي كه بايد مي شكستم

***

اي خاطرات روزهاي گرم و شيرين

ديگر مرا با خويشتن تنها گذاريد

در اين غروب سرد دردانگيز پائيز

با محنتي گنگ و غريبم واگذاريد

***

اينك دريغا آرزوي نقش بر آب

اينك نهال عاشقي بي برگ و بي بر

در من،

غم بيهودگيها مي زند موج

در تو،

غروري از توان من فزونتر

 

 

((حمید مصدق))


مرگ رنگ

 

رنگي كنار شب

بي حرف مرده است .

مرغي سياه آمده از راه هاي دور

مي خواند از بلندي بام شب شكست .

سر مست فتح آمده از راه

اين مرغ غم پرست .

در اين شكست رنگ

از هم گسسته رشته هر آهنگ .

تنها صداي مرغك بي باك

گوش سكوت ساده مي آرايد

با گوشواره پژواك .

مرغ سياه آمده از راه هاي دور

بنشسته روي بام بلند شب شكست

چون سنگ، بي تكان .

لغزانده چشم را

بر شكل هاي در هم پندارش .

خوابي شگفت مي دهد آزارش :

گل هاي رنگ سر زده از خاك هاي شب .

در جاده هاي عطر

پاي نسيم مانده ز رفتار

هر دم پي فريبي، اين مرغ غم پرست

نقشي كشد به ياري منقار

بندي گسسته است

خوابي شكسته است

رؤياي سرزمين

افسانه شگفتن گلهاي رنگ را

 از ياد برده است .

بي حرف بايد از خم اين ره عبور كرد

رنگي كنار اين شب بي مرز مرده است

 

سهراب سپهری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 15:37  توسط مريم و مهدي  | 



نام :جانی دپ
نام اصلی :جان کریستوفر دپ
تاریخ تولد : 9 ژوئن 1963
محل تولد: آنسبورو کنتاکی

جان کریستوفر دپ نام خود را به عنوان یکی از انعطاف پذیرترین فوق ستارگان عصر جدید هالیوود به ثبت رسانده است. بازیگری که هیچ گاه قابل پیش بینی عمل نمی کند و نقشهایی را می پذیرد که هم منتقدان و هم بینندگان را شگفت زده می کند.
دپ که در سن ۱۵ سالگی تحصیل را به هدف خوانندگی موسیقی راک رها کرده بود با نقل مکان به لس آنجلس و به لطف نیکلاس کیج با بازی در فیلم "کابوس خیابان الم" (۱۹۸۴) پا به عرصه سینما گذاشت. هنرنمایی در مجموعه تلویزیونی "خیابان ۲۱ جامپ" (۱۹۸۷) او را به مرز ستارگی رساند.
تیم برتن کارگردانی بود که با استفاده از جانی در فیلم "ادوارد دست قیچی" (۱۹۹۰) توانایی های او را به رخ جهانیان کشید. این دو در فیلم "اد وود" (۱۹۹۴) یک بار دیگر نیز با هم همکاری کردند و تحسین همگان را برانگیختند.
عده بسیاری معتقدند تنها دپ می توانست نقش کاپیتان جک اسپارو را در فیلم "دزدان کارائیب: نفرین مروارید سیاه" (۲۰۰۳) آن طور که باید ایفا کند.
آخرین اثر جانی دپ هم اکنون از همین مجموعه می باشد که فروش قابل توجهی تا کنون داشته.
جانی دپ در سال ۱۹۸۳ با لوری آنی الیسن ازدواج کرد و دو سال بعد از هم جدا شدند. او هم اکنون همسر ونسا پارادیس خواننده و بازیگر فرانسوی می باشد که صاحب دو فرزند نیز می باشد.

جوایز مهم:

  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۰ برای فیلم " Finding neverland " به عنوان بهترین بازیگر نقش اول.

  • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال ۲۰۰۴ برای فیلم "دزدان دریایی کارائیب" به عنوان بهترین بازیگر نقش اول.

  • دریافت جایزه امپایر (انگلستان) در سال ۲۰۰۴ برای فیلم "دزدان دریایی کارائیب"

  • نامزد دریافت کایزه گلدن گلوب در سال ۲۰۰۵ برای فیلم  "Finding neverland "

  • نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب در سال ۱۹۹۵ برای فیلم "اد وود" به عنوان بازیگر.

لازم به ذکر است که فیلم "دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه" (۲۰۰۳) با فروش ۶۵۳۲۰۰۰۰۰ دلار پرفروش ترین فیلم جانی بوده که دستمزد او هم ۱۰۰۰۰۰۰۰ دلار بود.

  • کوتاه و گویا از جانی دپ:

  • در سال ۱۹۹۵ توسط مجله امپایر به عنوان یکی از صد ستاره جذاب تاریخ سینما انتخاب شد.

  • در سال ۱۹۹۵ به عنوان جذاب ترین ستاره مرد سینما انتخاب شد.

  • او می خواست بعضی از دندان هایش برای فیلم "دزدان دریایی کارائیب" (۲۰۰۳) رو کش طلا بشوند. ولی می دانست که کارگردانان با این موضوع موافقت نخواهند کرد. بنابراین رفت و تعدادی بیشتر از آنچه باید را روکش کرد. سپس دندانهایش را به کارگردانها نشان داد و آنها از او خواستند تعدادی از روکش ها را در آورد. بنابراین جانی دپ تعدادی از روکش ها را در آورد.

  • در سال ۲۰۰۳ در مجله people به عنوان جذابترین مرد زنده انتخاب شد.

  • تمام صحنه هایش در فیلم "روزی روزگاری در مکزیک" (۲۰۰۳) را در ۹ فیلم روز فیلمبرداری کرد ولی بعد از اینکه کار تمام شد نمی خواست آنجا را ترک کند. بنابراین به رابرت رودریگوئز پیشنهاد کرد که یک نقش کوچک (در صحنه ای که آنتونیو باندراس در کلیسا با کشیش حرف می زند) بازی کند و از تاثیر مارلون براندو بر روی خود در این نقش استفاده کند.

  • دخترش که لیلی رز ملودی دپ نام دارد از ازدواج با ونسا پارادیس که در ۲۷ می ۱۹۹۹ متولد شد.

  • ژانویه ۹۹ به علت درگیری با یک خبرنگار پاپاراتزی مقابل رستورانی دستگیر می شود.

  • در آلبوم راکی از گروه موسیقی انگلیسی اُآسیس نوازنده گیتار لیداسلاید در تراک fade in out بود. زیرا نوازنده گیتار لید گروه در اثر زیاده روی در نوشیدن مشروب قادر به اجرای برنامه نبود بنابراین از رفیق صمیمی اش دپ دعوت به همکاری نمود.

  • به خاطر تخریب یک آپارتمان در نیویورک در سال ۹۴ دستگیر شد.

  • با شرلین فین، جنیفر گری و وایونا رایدر نامزد بوده.

  • وقتی با واینونا رایدر سر صحنه فیلم ادوارد دست قیچی نامزد می کند winona forever را روی شانه اش خالکوبی می کند و پس از جدایی n و a را حذف کرده و جمله واینونا برای همیشه به wino forever تبدیل می شود.

  • در گروهی به نام the kids نوازنده گیتار بود.

  • اخیرا در گروهی با عنوان p به نوازندگی می پردازد و در فیلم شکلات ۲۰۰۲ هم آهنگسازی کرد.

  • همچنان در هتلی زندگی می کند و خانه یا ماشینی ندارد.

  • سال ۹۸ به اتهام ضرب و شتم در ونکوور کانادا یک شب زندانی شد.

  • به خاطر لباس های جین پاره ای که می پوشد معروف است.

  • مدتی از طریق تلفن خود نویس می فروخت.

  • سال ۹۴ به علت تخریب یک هتل راهی زندان شد.

  • به گفته خودش یکی از بزرگترین اشتباهاتش بازی در فیلم "به دنبال ناکجا آباد" بوده.

  • رابرت دنیرو در مورد او گفته: بدون جانی سینما یه چیزی کم داشت.

  • جمله های معروف:

  • تا ۲۷ می ۱۹۹۹ هر آنچه که انجام داده بودم یک جور خیال باطل بوده، بودن بدون زندگی کردن و سرانجام تولد دخترم به من زندگی بخشید.

  • آمریکا گنگ است. مثل یه توله سگ گنگ و لال که دندان های بزرگی دارد و می تواند گازت بگیرد و به تو صدمه بزند. دختر من چهار سالش است و پسرم یک سال دارد. دوست دارم آنها آمریکا را مثل یک اسباب بازی شکسته ببینند. دلم می خواهد آن را بررسی کنند این ور و آن ورش کنند و بعد هم ترکش کنند و بروند.

  • صادقانه بگویم من جایزه را موثر می دانم. ولی جوایز برای من به این اندازه ارزش ندارند که یک پسر بچه ده ساله را ببینم که می گوید من عاشق کاپیتان جک اسپارو هستم... این برای من جادویی و سحرانگیز است


با نام جکسون کریستوفر دپ متولد 9 ژوئن 1963 در آنسبورو کنتاکی ،بزرگ شده در میرامار فلوریدا دانش آموخته دبیرستانی در میرامار فلوریدا. اخراج ازدبیرستان در سن شانزده سالگی . تشکیل گروه راک در سیزده سالگی نوازنده گیتار.

با دیدن جانی دپ در نخستین فیلم هایش ماند بچه ننه بسیاری جذب اجرایش شدند. ولی معدودی اظهار داشتند که این مرد جوان یکی از عالیترین بازیگران و ستارگان نسلش خواهد شد . همه نمی توانستند از گستره پتانسیل ،هیجانات و شخصیت پردازی اش آگاه شوند. حدود پنج سال پس ار بچه ننه او را در دون ژوان مارکو جفت مارلون براندو و نه کمتر از او می بینیم. موفقیت او از جهات مختلف در هالیوود معاصر که به خشونت و جلوه های ویژه در فیلم هایی مشخص شده با اهمیت بسیاری به مردانگی شخصیت ستارگانی مانند استالونه و شوارتزینگر اشتهار دارد. عجیب به نظر می رسد پرسونای او بر روی ملاطفت ،حساسیت ،آسیب پذیری و عاطفه به همان اندازه ظرافت جسمی متمرکز شده است. این موضوع در بچه ننه آشکار بود ولی بیان قطعی خود را در ادوارد دشت قیچی که همان سال ساخته شد به دست آورد .

پرسونای دست قیچی با بافتی محکم تر در دو فیلم سال 1993 در بنی و جون و چه چیز  گیلبرت گریپ را می خورد ؟ گسترش یافت. هم فکرترین کارگردان خود را به غیر از برتون یافت.

لاسه هالستروم فیلم سازی است که با حس ظریف دپ جفت و جور است.

سه فیلم کاگردانی شده در 1994 و 1995 اجراهای شگفت آوری را بدون هیچ خیانتی به کیفیت و ارزشی پرسونای اولیه اش در بر دارد. آخرین فیلم این دسته لحظه ای از زمان فیلم ابلهانه و ظاهر قریبی است که ارزش استعداد دپ را ندارد. ادوود و دون ژوان دومارکو به همراه گیلبرت گریپ ممتازترین فیلم هایی است که دپ در آنها بسیار دور رفته. ادوود را تیم برتون دوباره پیوند داد و آنها با همکاری یکدیگر شخصیتی را رشد دادند که پرسونای دست قیچی را هم بزرگ می کرد و هم توسعه می داد. در ادوود برتون دپ مضحک،رقت آور ،غم انگیز در عین خال به طرز عجیبی الهام بخش است. دون ژوان دوماکوی دپ در برخی مسیرها کاملا با ادوودش به طور قابل توجهی به همان اندازه جسورانه است. دون ژوان دپ به وسیله تقابل با دون جیوانی حدودی گیج کننده است که قراردادهای فرهنگی دست و پاگیر را زیر پا می گذارد. او در آن واحد هم قهرمان و هم ضد قهرمان اپرا است . دون ژوان دپ با ادوود از این جهت متفاوت است که او قربانی توهم است. او حقیقتا زندگی مردم را تغییر می دهد. این فیلم به زیباترین شکل پایه های اساسی جذابیت و پیچیدگی پرسونا،تقاضای آشکار و قوی ترکیب شده با زنانگی بنیادی بالقوه بسیار زیاد آشکار می کند.

البته ار بازی زیبا و کمدی او در دزدان کارایوئیپ نمی توان گذشت او به خاطر این فیلم کاندیدای اسکار بهترن بازیگر مردشد که البته جایزه به او نرسید. جدیدترین فیلم او چارلی و کارخانه شکلات سازی است

منبع :honarpisheh.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 10:55  توسط مريم و مهدي  | 



شب از وحشت گرانبار است

جهان آلوده خواب است و من در وهم خود بیدار

چه دیگر طرح می ریزد فریب زیست

در این خلوت که حیرت نقش دیوار است؟

                                                            (سهراب سپهری)

............

می توان با پنجه های خشک

پرده را یک سو کشید و دید...

          در میان کوچه باران تند می بارد

                                                           (فروغ)

 

اینم کاکا........

 

اینم یه عکسه دیگه!!!

این دختره برد پیت و آنجلینا جولیه.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:36  توسط مريم و مهدي  | 



سلام به همه دوستان خوبمون

امیدواریم خوشتون بیاد

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من و توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

                                                          هوشنگ ابتهاج(سایه)

............

من ریسمان محبت تو پاره می کنم                      

شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم

                                                  محتشم کاشانی

.......

غم از وحشت پوسیدن نیست

غم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

                                                           حمید مصدق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:18  توسط مريم و مهدي  |